جو دیسپنزا

دکتر جو دیسپنزا یک متخصص آمریکائی در نقش و عملکرد مغز انسان است. او نویسنده کتاب ((ذهن خود را رشد دهید )) می باشد و چند DVD و CD در مورد سمینارهای گذشته ی خود به بازار داده اند. ایشان بخاطر شرکت در فیلم مستند (( چه چیزی می دانیم؟)) در سال ۲۰۰۴، از سری برنامه های بسیار پرطرفدار مشهور شدند. کار و تحصیلات دکتر دیسپنزا، در زمینه های عصب شناسی، علوم عصب شناسی، بیولوژی سلولی، شکل گیری حافظه، افزایش سن و طول عمر است. ایشان دکترای کایروپراکتیک نیز دارند و عضو افتخاری هیئت ملی بازرسان کایروپرکتیک، در آمریکا هستند. سالها پیش، در اثر تصادف، چندین استخوان کمر ایشان شکست.

پزشکان تشخیص دادند که ایشان هرگز قادر به راه رفتن نخواهند بود. دکتر دیسپنزا همیشه به نیروی بالقوه ی بشری علاقمند بوده اند. ایشان شدیداً اعتقاد دارند که قدرتی که جسم ما را خلق می کند، می تواند بیماری یا جراحات را نیز شفا دهد. از این رو او تصمیم گرفت تا علیرغم توصیه ی پزشکانش، جراحی کمر انجام ندهد و بجای آن خودش را به این قدرت عظیم تسلیم نماید. حدود ۱۲ هفته بعد، او با بهبودی کامل به کارش بازگشت. بعد از این تجربه ی تغییر دهنده ی زندگی، او به سراسر دنیا سفر کرد تا درباره ی (( بهبودی خود به خود)) یا تغییر ناگهانی یک بیماری به سوی بهبودی، بدون دلیل پزشکی تحقیق نماید.

در سمینار تاثیر گذار ذهن خود را رشد دهید یا تکامل ذهن دکتر جو دیسپنزا اطلاعات مفیدی در مورد تفاوتهای مغز زنان و مردان در اختیار ما قرار می دهد. همچنین به ما می آموزد که در این دریای بیکران توانائیهای بالقوه چگونه به خلق مجدد واقعیتهای مشابه بپردازیم و افکار جدید خلق کنیم.

دکتر جو دیسپنزا در این سمینار می‌گوید که این خیلی مهم است که تمرکز روی حرکات‌تان داشته باشید این در واقع تعادل بین حرکات و اراده شماست. شما می‌توانید با ارائه توانایی‌ها خودتان را در وضعیت خیلی بهتری قرار بدهید. در واقع شما می‌توانید یک فرصت را تبدیل کنید به یک آرمان؛ اما این بستگی به خودتان دارد هدف خودتان را باید مشخص کنید باید از ذهن‌تان استفاده‌ی بهینه‌ای کنید. شما اگر تصمیم بگیرید که کاری را انجام بدهید، می‌توانید از عهده آن کار برآیید، شما می‌توانید خودتان را اثبات کنید.

بگذارید این‌گونه توضیح بدهم، چند نفر از شما فیلم «چقدر فکر می‌کنید، می‌دانید؟» را دیده است؟ من دور دنیا را زیاد می‌گردم و با خیلی‌ها صحبت می‌کنم. رایج‌ترین چیزی که زمان ملاقات و مصاحبت از خودشان می‌گویند این است که «چیزی که در آن فیلم گفته می‌شود در واقع آن را از قبل به‌طور ناخودآگاه می‌دانستم، ولی نمی‌دانستم چگونه با کلام بیانش کنم؟»

خیلی از شما هم این تجربه را داشته‌اید، فیلم‌ها در واقع پل ارتباطی بین فرهنگها، نژادها، جنسیت‌ها، موقعیت‌های اجتماعی و سطوح تحصیلی هستند. پیام اصلی آن فیلم‌ها این است که تا وقتی زنده هستید و قلب می‌تپد، فرصت تغییر را دارید.

این عقیده به افراد اجازه می‌دهد توانائی‌های بالقوه، تجربه‌ها و شگفتی‌های درونی خود را آزمایش کنند.
هر وقت می‌خواهیم مشکلی را بشناسیم تلاش می‌کنیم مغزمان را به سمت یک فرآیند از پیش تعیین شده سوق دهیم. به عبارتی دیگر محیط اطراف، ما را به تفکر وادار می‌کند؛ اگر نتوانیم مردم و شرایط آشنا را در زندگی خود تشخیص بدهیم، این اجزا خاص باعث می‌شوند مغز روشن بشود و مدارهای مختلفی را به کار بیاندازد.

خودِ محیط به ما القاء می‌کند که هیچ‌وقت نمی‌توانیم فراتر از محیط اطرافمان تفکر کنیم.

خب چگونه می‌توانیم فراتر از دنیای اطراف‌مان برویم؟ این سوال عجیب و بسیار مهمی است.

برای ایجاد تحول باید طرز فکر و عملکرد متفاوتی در شرایط مشابه داشته باشیم. بزرگترین عادتی که باید بشکنیم این است که خودمان باشیم .

No votes yet.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *