بروس لیپتون

بروس لیپتون در آزمایشی یک سلول بنیادی را از سایر سلول ها جدا کرده و در یک ظرف کوچک مخصوص کشت سلول قرار می دهد؛ این سلول جدا شده هر ده ساعت یک بار تقسیم می شد. این سلول ها به سه گروه تقسیم شده و در سه ظرف جداگانه قرار گرفتند که هر کدام دارای محیط رشد متفاوتی بودند. در ظرف اول سلول ها تبدیل به سلول های استخوان، در ظرف دوم تبدیل به سلول های ماهیچه و در سومی تبدیل به سلول های چربی شدند. تمام این سلول ها در زمان تفکیک و قرار گرفتن در ظرف های جداگانه، از نظر ژنتیکی کاملا مشابه یکدیگر بودند اما با این وجود هر ظرف نتیجه ای متفاوت از سایر ظروف تولید کرد.

اما علت این مساله چه بود؟ ژن ها کاملا یکسان بودند اما تفاوت ایجاد شده ناشی از محیطی (ظرف) بود که در آن قرار گرفته بودند. در حقیقت محیط محرکی بود که سلول ها به آن پاسخ داده بودند یا به عبارتی دیگر ژن ها به محیط واکنش های متفاوتی نشان دادند. ادارک ژن ها از محیط موجب بروز رفتارهای متفاوت از سوی آنها می شود.
در طول تحصیل در دبیرستان یا دانشگاه، دانش آموزان و دانشجویان را این طور آموزش می دهند که ژن ها سرنوشت زندگی ما را رقم می زنند. به ما گفته می شود که ژن ها را از خانواده ها به ارث می بریم و ما در حقیقت قربانی این توارث هستیم: اگر بعضی از اعضای خانواده تان از سرطان رنج می برند شما هم در برابر این بیماری آسیب پذیر هستید؛ اگر والدین تان مستعد اعتیاد بوده اند شما هم ممکن است در آینده معتاد شوید یا احتمالا رفتار مشابهی از خود بروز دهید. چنین مساله ای حس عدم توانایی و قربانی بودن را به ما القا می کند و این طور باور می کنیم که به خاطر ژن ها محکوم به سرنوشت هستیم و حتی شاید بعضی از ما پا را فراتر از این گذاشته و این نگرش در وجودمان شکل بگیرید که: ”اگر همه چیز از پیش تعیین شده پس چرا به خودمان زحمت دهیم و رنج بیهوده تلاش کردن را به جان بخریم؟“
شما بدون داشتن هیچ باوری پا به این جهان می گذارید و با تربیت والدین، آموزش های رسمی و سیستم های اجتماعی پاره ای از عقاید را باور می کنید اما باید بدانید که توانایی کنار گذاشتن آنها و امتحان کردن ایده ها و باورهای جدید را دارید. همزمان با تغییر افکار، شما ذهن و زیست خود را تغییر داده و یک واقعیت تکامل یافته را عملی می کنید.
وی برای نشان دادن قدرت باور مثال حشره مورد علاقه مان یعنی زنبور عسل را می زند. از نظر ایرودینامیکی زنبورعسل طوری ساخته نشده که قادر به پرواز باشد. این امر را می توان با توجه به بدن گرد و پر از پرزی که بزرگتر از بال های کوچکی که قادر به حمل آن نیست، به راحتی متوجه شد. حال تصور کنید که یک شخص در زمان کودکی یک زنبور عسل به او بگوید که ”تو طوری طراحی نشده ای که قادر به پرواز باشی!“؛ تصور می کنید این زنبور امروز قادر به پرواز بود؟ البته که نه اما با این وجود زنبور عسل همچنان به پرواز خود ادامه می دهند هر چند ممکن است گاهی اوقات این کار را به درستی انجام ندهد. افکار و باورها قدرتمندند و در اکثر اوقات می توانند استدلال های به ظاهر منطقی را به چالش کشیده و نادرستی آنها را ثابت کنند.
مدیتیشن و تجسم منابعی قدرتمند برای سلامتی و سرزندگی هستند. مطالعات نشان می دهند که مدیتیشن قادر به برطرف کردن تمام بیماری های فیزیکی و ناهنجاری های روانی است. مدیتیشین قادر به بهبود سیستم دفاعی بدن، فشار خون، واکنش به درد، سطح هورمون های استرس و حتی سلامت سلول هاست. از لحاظ روان شناسی مدیتیشن آسیب های ناشی از ناهنجاری های افسردگی و اضطراب، ADHD، اختلال دوقطبی، اعتیاد و ناهنجاری های عادات غذایی را کاهش می دهد.
در حقیقت مدیتیشن عملا تغییراتی ساختاری در مغز ایجاد کرده و قادر به برنامه ریزی مجدد DNA است. شیوه ای که از طریق آن نورون ها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند می تواند تغییر کرده و مدارهای جدیدی ایجاد شود. بعضی از بخش های مغز می توانند متراکم تر از سایر بخش ها شوند. تشکیل نورون های جدید و انعطاف پذیری سیستم عصبی شامل حافظه، تفکر انتقادی و قابلیت های شناختی همه و همه از طریق مدیتیشن وضعیت بهتری پیدا می کنند.
مدیتیشن ادراک و ذهن را تغییر می دهد. مدیتیشن راهی برای آشنایی ذهن با فضایل اخلاقی است. هر چه ذهن ما آشنایی بیشتری با فضایل اخلاقی داشته باشد ما آرامش بیشتری تجربه خواهیم کرد. هنگامی که ذهن در آرامش باشد ما از نگرانی ها و ناراحتی روانی رها خواهیم شد و شادی واقعی را تجربه خواهیم کرد. در این حالت، خدایی بودن را تجربه خواهیم کرد و شفا خواهیم یافت. از این رو تمرین مدیتیشن و نتایج آن، یافته های آزمایشات دکتر لیپتون مبنی بر این که ادراک روی ژن ها تاثیرگذار بوده و قادر به احیای مجدد آنهاست را کاملا تائید می کند.

Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *